وقتی جهان میلرزد، دل کوچک آنها را نگه داریم…
این روزها، واژهی “جنگ” دوباره مهمان خانهها شده؛ با صدا، تصویر و خبر.
بزرگترها شاید تحلیل کنند، مقایسه کنند، دل بسوزانند…
اما کودکان؟
آنها فقط نگاه میکنند، گوش میدهند و در سکوت، ترسها را در دل کوچکشان پنهان میکنند.
در چنین روزهایی، وظیفهی ماست که دنیای امنی برای ذهن و قلب بچهها بسازیم.
نه با انکار واقعیت، بلکه با ساختن فضاهایی برای گفتوگو، قصه و نفس کشیدن.
دکتر سمیه روحی این مجموعهی کوتاه را برای همین روزها نوشته است:
داستانهایی ساده، کودکانه و امیدبخش،
تا وقتی جهان بیرون پر از ابرهای خاکستریست،
درون بچهها هنوز جای آفتاب باشد.
با ما همراه باشید تا هر شب با یک داستان کمی آرامش، امنیت و لبخند به دل کودکتان هدیه دهید.
داستان گربه و صداها
خرداد 25, 1404
داستان درختِ صبور
خرداد 25, 1404
داستان لاکپشت و لاکش
خرداد 25, 1404
داستان چراغِ کوچولوی زیر پتو
خرداد 25, 1404
داستان کوهِ مهربان و پرندهی کوچولو
خرداد 25, 1404
قصهی خورشید کوچولو
خرداد 25, 1404